پارت یازده :

یارا پرسید:
- بانو ماسیس شما به همراه ما نمی‌آیید؟
-بله من هم لحظاتی دیگر از آب بیرون می‌آیم.
-پیداست که در راه بسیار خسته شده بودید.
با تکان سر حرفش را تایید کردم. خدمتکارها با پارچه‌های ابریشمی مشغول خشک کردن موهایشان بودند. از غفلتشان استفاده کردم وخودم را به لباس‌هایم رساندم.
تمام مدتی که در حوض بودم انگار در آب جوش نشسته بودم و هر لحظه می‌ترسیدم که متوجه زخم‌هایم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۰۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فریده

    0

    مگه پادشاه هومان بعد از ۷ تا دختر صاحب فرزند پسر به اسم زادان نشد؟ بعد هوم به دنیا اومد و جور زادان رو کشید به عنوان رامشگر؟ پس اینا کی هستن؟

    ۲ ماه پیش
  • سعیده نعیمی | نویسنده رمان

    این رمان، داستان اولین پادشاه خاندان هومان و شروع قصه چمروش رو روایت میکنه. داستان الهه خشاتریا و اولین چمروشی که به وجود اومد. داستان درمنه و هوم مربوط به چندین نسل بعد از اونهاست.

    ۲ ماه پیش
  • پرنیا

    0

    ای بابا بانو آیرا این حرف ها از تو با اصل و نسب بعید بود 🫤

    ۸ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️